شاخسار عمر

 

 
جمعه ٩ امرداد ،۱۳۸۸

دل نوشته

چند روزیه که دستم رو عمل جراحی کردم و حسابی خونه نشین شدم.. البته زیاد هم بد نبود باعث شد تا فرصت کنم و نگاهی به کتابخونم بندازم و متوجه بشم که مدتیه کتاب جدیدی نخریدم در همین راستا یه سری به شهر کتاب زدم ودلی از عزا در اوردم...( جای همتون خالی )  چند تایی کتاب از عرفان نظر اهاری خریدم که حسای به دلم نشست ...به همین دلیل تصمیم گرفتم چند قطعه ای از نوشته اید خوشتون بیاد و شما هم سری به کتاب فروشی بزنین..................

گفتند چهل شب حیاط خانه ات را اب و جارو کن.شب چهلمین خضر (ع) خواهد امد.چهل سال خانه ام را روفتم و روبیدم و خضر (ع) نیامد.زیرا فراموشکرده بودم حیاط خلوت دلم را جارو کنم.

گفتند چله نشینی  کن. چهل شب خودت باش و خدا و خلوت.شب چهلمین بر بام اسمان خواهی رفت. و من چهل سال از چله ی بزرگ زمستان تا چله ی کوچک تابستان را به چله نشستم.اما هرگز بلندی را بوی نبردم.زیرا از یاد برده بودم که خودم را به چهلستون دنیا زنجیر کرده ام...

 

امیدوارم تونسته باشم برای رفتن به کتاب فروشی وسوستون کرده باشم..........

تا فردا............

شبنم|| ۱:٢٢ ‎ق.ظ

چهارشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸۸

دل تنگی های من

من زنده بودم اماانگار مرده بودم 

از بسکه روزها را با شب شمرده بودم  

یک عمر دور و تنها  تنها به جرم اینکه

  او سر سپرده میخواست من دل سپرده بودم

یک عمر میشد اری در زره ای بگنجم  

از بسکه خویشتن را در خود فشرده بودم

در ان هوای دلگیر وقتی غروب میشد

گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم

وقتی غروب میشد  وقتی غروب میشد

کاش ان غروبها را از یاد برده بودم

 

خودم خوب میدونم که چی میخوام و دنبال چی هستم اما اینو فقط خودم میدونم ولا غیر.........

دارم سعی میکنم که این تنهایی و دلتنگی منو از پا نندازه.....یه همراه یکی که بفهمه  همراهم باشه کنارم باشه پا به پام بیاد..................

نمیدونم چرا امشب ذهنم یاریم نمیکنه.....

وقتی دلت بلرزه ذهنت از کار میافته.... و من الان در این حالم...

 



شبنم|| ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ

دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸۸

کپی

این نوشته رو از وبلگ یه دوست توی کلوپ برداشتم  اخه خیلی قشنگ بود

برای به دست آوردنت نمی جنگم
 به تکدی قلبت هم نمی آیم
 دوستت دارم
 فارغ از داشتن تو  . . . .

شبنم|| ٥:٠٦ ‎ب.ظ

شنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٧

چرا عاقل کند کاری که..............

روزی که تصمیم گرفتم بیام اینجا برای زندگی نمیدونستم که چقدر ممکنه از این کارم راضی باشم و من فقط به دور شدن از تهران فکر کردم و بودن کنار همسرم.الان هم پشیمون نیستم اما .......... شما بگین چیکار کنم.

اینجا جزیره ی خارگه. یه جای اروم با یه دریای ابی و بیکران و یه عالمه ارامش و سکوت و وقت ازاد فراوان. کلاس شنا و پیانو و تنیس و بدن سازی رایگان. پیست دوچرخه سواری و یوگاو بیلیارد بازم رایگان .... با یه سینمای فوق العاده شیک و تمیز با بلیط ۵٠ تومانی.

اما معایبش.. ١ مهد کودک نداره. ٢- مدرسش امکاناتش بسیارمحدوده ٣- هیچ مواد غذایی تازه ای اینجا نمیاد. اگر هوا یا دریا خراب باشه امد و رفت به اینجا کاملا غیر ممکن میشه و در اخر اگر ایران تهدید به جنگ بشه اینجا اولین جائیه که در معرض اتشه. 

ایا بازم باید اینجا بمونیم.؟ 

شبنم|| ٩:۱٥ ‎ب.ظ

شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٧

دریا

دریا منم همو که به تعداد موج هات

با هر غروب خورده بر  این صخره ها سرم.

وقتی به بیکرانگی ودریا نگاه میکنم دلم میخواد تمام دلتنگی هامو براش فریاد بزنم. اما قبل از فریاد من این دریاست که دلتنگیشو به ساحل میکوبه و منو خجالت زده ی خودش میکنه................. کاش دریایی بودم

شبنم|| ٩:۳۳ ‎ب.ظ

شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٧

دلتنگی های من

وقتی همیشه رو لبت خنده باشه  غصه هاتو هیچ کس نمیبینه............. اونوقت اگر از سر دلتنگی بخوای اشک بریزی با تعجب بهت میگن از خوشی زیاده و تو دلت میخواد که بازم تنها باشی...................... گریه هاتو به دریا بسپاری تا شاید بره اون جایی که باید و بارم تو خلوتت فقط و فقط با اون معبود یگانه راز دل بگی و اون جوابت رو بده.............خدایا مرسی که همیشه هستی و همیشه منو میشنوی.......

از بخت یاری ماست شاید

که انچه میخواهیم    یا به دست نمی اید

یا از دست میگریزد

شبنم|| ٢:٢٢ ‎ق.ظ

دوشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٧

 


من از عشق آماده ترم
به دوست داشتنت
و طراوتی چون تو
در گلدان ِ بی تابی های من نادیدنی نخواهد بود


سبزترین طپش !
رویشِ ِ تو
آغاز نسل اقاقی هاست


به نیازی زنده می کند
اتفاقی سبز
تو را در من
و عشق...جشن ِ تولد ِ توئه
میلاد هر چی خاطره
روزی که غیر ممکنه
هیجوری از یادم بره

 







6q91vrb.gif




دخترِ ماه آذر

از انتهاى پاییز
 تا ابتداى برفى
عصیانِ آدمکها
 حوّاترین دو حرفى

 
بازى رقص و آتش
جنون شک و باور
پایانِ خش‏خشِ برگ
دخترِ ماهِ آذر

 ابرى‏ترین دقایق
 پیرهنِ لحظه‏هاته
اما خودت بهارى
خورشید توى چشاته

هجومِ بادِ وحشى
جنگِ تگرگ و شیشه
یاغى‏ترین زمستون
حریفِ تو نمى‏شه

همبازى خزونى
دخترِ ماهِ آذر
تُو آسمونِ چشمات
ترانه پَر، غزل پَر

بغضِ درختِ نارنج
پیچکِ التماسى
تُو خاطراتِ کوچه
عطرِ نجیبِ یاسى

هق‏هقِ زخمى ابر
محتاجِ شونه‏هاته
گریه‏ترین ترانه
همقفسِ صداته

دخترِ ماهِ آذر
همبازى خزونى
رنگین‏کمونِ احساس
خورشیدِ مهربونى


متولد می شود


شبنم|| ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ

سه‌شنبه ٦ فروردین ،۱۳۸٧

سلامی دوباره

خیلی حس خوبیه که بعد از مدتها بازم بتونی بیای و اینجا بنویسی.
ادم تو یه شهر بزرگ زندگی کنه و از اینترنت محروم باشه ..............
بگذریم.............الان که مینویسم در میان ابهای نیلگون خلیج فارسم در جزیره ی زیبای خارک.کنار همسرم.
تعجب نکنید .....میدونستم که نمی کنید
فقط اومدم که سلامی بکنم .......... نه نه نگران نشین بازم میام    قول میدم.

فعلا.......

شبنم|| ۱:٢٤ ‎ق.ظ

دوشنبه ٤ دی ،۱۳۸٥

 

گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

 خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

شبنم|| ٥:٥٧ ‎ب.ظ

شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٥

 

از خدا خواستم ...
از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد،
خدا گفت: نه!
رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشي.
از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد،
خدا گفت: نه!
شکيبايي زاده رنج و سختي است.
شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است.
از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد،
خدا گفت: نه!
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري.
از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد،
خدا گفت: نه!
رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند.
از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد،
خدا گفت: نه!
بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي.
من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه.
من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.
از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند.
و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم!

شبنم|| ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ



خانه
آرشيو
پست الكترونيك

لينک دوستان
محشر
خورشيدخانوم
ميعاد
اقای براتی
هد هد بانو
یادداشتهای یک دختر ترشیده
افکار
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
persianblog fans

 
   
  پرشين‌بلاگ